رد.
1-9- تعریف مفاهیم (واژگان کلیدی) و اصطلاحات:
الف) تعریف اخلاق:
کلمه ی “اخلاق” جمع خُلق یا خَلق است که در قرآن هم آمده است.
و خُلق صفات درونی انسان است، چنانکه خَلق صفات ظاهری و صوری اشیاء است. در مورد واژه خُلق چنانچه به کتاب لغت مراجعه شود می بینیم که خُلق: عادت، رویه، سرشت وسَجیّه و امثال آن ترجمه شده است. (پیام، 1373ص49) و (عمید، 1375ص99)
غرایز و ملکات و صفات روحی و باطنی که در انسان است اخلاق نامیده می شود و به اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق و یا رفتار اخلاقی می گویند.
علمای اخلاق خُلقیات و صفات روحی و نفسانی انسان را بر دو نوع تقسیم کرده اند: 1- فطری و طبیعی 2- اکتسابی و اختیاری
صفات فطری، غرایز و احساسات و استعدادهایی است که در طبیعت انسان آفریده شده و اختیار و عمل در تحصیل آنها هیچ گونه دخالتی ندارد، مانند حس خداجویی، حس حق طلبی، حس عدالتخواهی، حس شخصیت و استقلال، حس آزادگی، نیروی عقل و شهوت و غضب و امثال آن.
در مقابل، صفات اکتسابی آن گونه صفاتی را گویند که در مقام عمل و اختیار به تدریج برای انسان حاصل می شود تا کاربرد انسان از صفات فطری چه باشد.
چنانچه از استعدادها و صفات خدا داده خوب بهره برداری نشود، صفات اکتسابی بد خواهد شد. در این مرحله، صفات و ملکات خوب را فضایل و مکارم اخلاق و صفات و ملکات بد را رذایل اخلاق نامند.
چنانکه اگر رفتار و کردار انسان متأثر از ملکات فاضله باشد آن را محاسن اخلاق و آداب می نامند و چنانچه از ملکات رذیله ناشی شده باشد آن را سیّئات اخلاق می نامند. ( مهدوی کنی، 1387،ص 13)
ب) حرفه چیست؟
جامعه شناسان معمولاً برای هر حرفه ای چند ویژگی قائلند:
1- مشتمل بر مجموعه ای از دانش فنی و نظری است،
2- ضوابط اخلاقی دارد،
3- قدرت تنبیه یا اخراج افراد مختلف یا کم توان را دارد،
4- آموزشهای خاص یا آموزش ضمن خدمات ارائه می دهد.
(رضائیان، 1372،ص253)
دهخدا در تعریف حرفه گوید “صناعت (سه عنصر دانش، مهارت و توانایی) که روزی بدان بدست آید. (دهخدا، 8860)
عده ای در تعریف حرفه گفته اند: فعالیت تولیدی و آبادگرانه که به ازای مزد (نقدی یا جنسی) با میل و اراده ی آزاد و به نحو حرفه مند صورت می گیرد.
(قراملکی، 1388،ص7)
ج)تعریف اخلاق حرفه ای:
اخلاق حرفه ای به عنوان شاخه ای از دانش اخلاق به بررسی تکالیف اخلاقی در یک حرفه و مسائل اخلاقی آن می پردازد و مهمترین وجه آن را فعالیت معین که موجب هدایت فرد به موقعیت تعیین شده همراه با اخلاق خاص است می دانند. بنابراین اگر اخلاق حرفه ای در زندگی کاری انسان حضور داشته باشد، کارکردن شیرین و توأم با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی و خود شکوفایی از یک سو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شکوفایی کار از سوی دیگر می شود. بهره وری را افزایش می دهد و ارتباطات را بهبود می بخشد. در نظام های اخلاقی بویژه در نظام اخلاقی اسلام، اخلاق حرفه ای از جایگاه خاصی برخوردار است. هر انسانی باید برخوردها و رفتارهای خود را براساس اصول و مبانی انسانی و الهی تنظیم کند و بدان ملتزم و پایبند باشد.
این اصول و مبانی مشتمل بر تعهدات انسانی نسبت به خود، دیگران، خدا، جامعه و احکام دین است
مهمترین مبنا در ایجاد اخلاق حرفه ای در سازمانها از نظر اسلام، تصحیح بینش کارکنان و به سامان آوردن نوع نگاه آنان به خود، مردم، مسئولان و وظیفه شان است، زمانی که نگاه انسان به خود، مردم، مافوق و کار اصلاح شود و نگاهی توحیدی به این امر داشته باشد و بر همان اساس نیز عمل نماید، کار کردن برای آن عین خدمت کردن و همتای رشد و شکوفایی است.
اخلاق حرفه ای و عملکرد شغل انسان به شدت متأثر از نوع نگاه آدمی به کارش است این که انسان از چه منظری به خود و دیگران در این عرصه می نگرد و کار کردن را چگونه می بیند و چه دریافتی از این امور دارد.
براین اساس است که انسان عمل می کند و عکس العمل نشان می دهد. و آنچه مبنای اصلی اخلاق حرفه ای در اسلام است، رسیدن به نگاهی توحیدی است که همه چیز را در مدار حق ببیند و در این مدار نیز عمل نماید.
خطرناکترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت انسانیت انسان فرر می ریزد و این امر علی الخصوص در امور اداری جامعه از جایگاه ویژه ای برخوردار است، زیرا وقتی انسان از محدوده ی فردی خارج می شود و در پیوند با دیگر انسانها قرار می گیرد و این پیوند نیز شکل اداری به خود می گیرد، اگر اخلاق نیک و پسندیده حاکم بر روابط نباشد فاجعه چند برابر خواهد شد، به همین دلیل است که والاترین ملاک در هر سازمان اداری متخلق بودن به اخلاق انسانی و الهی است.
بنابراین می توان اخلاق حرفه ای را اینگونه تعریف نمود که،
اخلاق حرفه ای: مجموعه ی آداب و شیوه های رفتاری و گفتاری پسندیده ای است که صاحبان مشاغل می باید به هنگام انجام کارهای حرفه ای رعایت کنند و مجموعه ی صفات و اعمال نکوهیده ای که لازم است از آن اجتناب کنند.
اخلاق حرفه ای در مفهوم سازی های اولیه به معنای اخلاق کار و اخلاق مشاغل به کار می رفت و امروزه نیز برخی از نویسندگان اخلاق حرفه ای را به معنای نخستین آن تعریف می کنند.
نمونه هایی از این قسم تعاریف اخلاق حرفه ای عبارتند از:
* اخلاق حرفه ای: اخلاقی منبعث و در ارتباط با شغل و حرفه ای معین است به این معنا که انجام مسئولیت ها و اجرای ماموریت ها، ایجاب کننده برخورداری ا
ز اخلاق ویژه ای است که آن را اخلاق حرفه ای می نامند.
* اخلاق حرفه ای: مدیریت رفتار و کردار آدمی هنگام انجام کارهای حرفه ای است.
(ناجا، نت، دانستنیهای کاربردی، 4/8/89)
* اخلاق حرفه ای: حوزه ای تخصصی در دانش اخلاق است که به بیان مسئولیت های اخلاقی بنگاه ها و مشاغل و نیز تحلیل مسائل اخلاقی در کسب و کار می پردازد.
(قراملکی، 1381،ص137)
پس اخلاق حرفه ای، تأمل درباره ی ابعاد اخلاقی مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود، مانند اخلاق فرماندهی و مدیریت در اسلام، اخلاق پلیسی، اخلاق پزشکی، اخلاق سیاست، اخلاق تجارت و اخلاق پژوهش و امثال آن و آنها را مباحث مربوط به اخلاق کاربردی یا کار بستی به شمار آورد.
بطور مثال الگوهای رفتاری و نحوه برخورد صحیح رئیس دایره ی تجسس کلانتری با ارباب رجوع بشرح ذیل می باشد:
1- تقدم در سلام
2- رعایت احترام و ادب و نزاکت به مراجعه کننده و جلب رضایت ارباب رجوع
3- گوش دادن به اظهارات مراجعه کننده و اقدامات مناسب در باره خواسته های قانونی و کاهش فشارهای روحی آنها.
4- همدردی و اظهار تألم و تأسف از وقوع حوادث با توجه به شرایط روحی مراجعین
5- صبر و خویشتن داری
6- راهنمایی و ارشاد صحیح مراجعه کننده در صورت لزوم
7- نظارت و کنترل رفتار زیر دست در برخورد با مراجعین
8- اقدام در خصوص احقاق حقوق مراجعه کننده
9- دقت و توجه به اطلاعاتی که درباره ی افراد ارائه می دهند.
10- دقت در افشا نکردن اسرار و اطلاعات پرونده در حدی که شرع مقدس اسلام و قانون اجازه نمی دهد.
11- برخورد قانونی و اثر بخش با افراد سابقه دار و شرور
(طباطبایی،1389،ص 138)
بنابراین زمانی که اهمیت اخلاق حرفه ای و رفتارهای اخلاقی و حفظ و حراست از اخلاقیات موجود در درون نیروی انتظامی درونی و نهادینه شده باشد و در رفتار کلیه فرماندهان ومدیران و کارکنان نیرو تعمیم پیدا کند وظایف خود را به نحو مطلوبی انجام خواهند داد این امر همان گام نهادن در راستای تعالی رفتار وتوانمند سازی فرماندهان ومدیران و کارکنان و رشد و پویایی سازمان و دستیابی به ویژگی پلیس مدرن، پلیس جامعه محور و پلیس مطلوب است.
د‌) معنای فرمانده و مدیر:
فرمانده یعنی آنکه فرمان بدهد (عمید؛1375، 950) فرمانده از آمر و یا از اَمر می آید؛ یعنی “امر کننده” اَمر یعنی “فرمان دادن” معادل لفظ فرمانده امیر و جمع آن اُمَراء است. برابر ماد? 4 آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح “فرماندهی” عبارت است از: اختیاری که فرد در خدمت به سبب شغل یا درجه یا مسئولیتی که دارد در راستای انجام ماموریت های محوله به کار می برد. مسئول کارکنان واحد خود بوده و تنها مقامی است که در قبال اعمالی که واحد او انجام داده و یا از انجام آن بازمانده است مسئولیت دارد.
فرماندهی، بخشی از مدیریت و مدیریت “هنر ادار? مجموعه امکانات و استعدادهای مادی و معنوی سازمان، براساس آگاهی های مناسب، به منظور رسیدن به هدف است”، (دامغانی، 1380؛ ص18)
مدیر یعنی، اداره کننده، گرداننده